Kalki Maha Avatar

 يزدان در تا زمين زير شكل انسانى.  اين واقعى.  نام او اصيل Shri. بطور عادى صدا كرده يا Allah يا Christ-Jesus


تماس شرح مىدهد.:
 


يك تنها god.

 

 

 

پيام تحويل داده :

. .

محل 1986 NEYVELI

          ما برق ولي ما بادبزن شما قوطي سخنرانان پرصدا را بشنو.  شما يخچال و  ولي  شما دانشمندى what چه‌اى  ولي شما ببينيد. برق لوله و every چيز.  بنابراينى  برخى تابشى. پرتوهايى لوله برخى مانند بادبزنى و مردمان نزديك يزدان.  ولي يك تنها و بركتها را ازميان آن قوطي مرد تبديل كننده  Every مرد امروز،اين روزها انديشه مىكند god god بهترين است.  شما Allah كلان تا مسلمانى او گفت Allah اولا  ما اين نيستيم Allah كلان بله.  يك مرد Om Narayana.  ولي شما Narayana شما پريشانى وحشتناكى داشت در غير اين صورت.  مرد. آمد من در عيسى.  آرى, شما او همچنين مهم.  شما all اينها   من درحال تحصيل دانش كردن و  آن. چندين god نيست.  پرتوها لوله برق شما قوطي آنها god.  ولي چيز يگانه است. كه برق.  ولي برق  خورشيد حتى و ماه و ستارگان و  آنجا آهن ربايى.  زمين در آهنگ وخامت.  ولي روان خدا  آن جوجه مرغ ريگ و همه چيز.  بنابراينى شما يزدان  ولي يزدان خود او شما و  او يزدان خوب يا بد God.  آن ما نياز دارند چرا است.  چرا اين  چرا انجيل  شما شما  . مسيحىها, آنها كليسا به طرز منظم آن كس خدايىى شما does نمىسازد.  تا اتومبيلى ريخته every روز شما نمىسازد. اتومبيلى سفير ولي مردمان معبد آنها خدايى.

          شما من قصه‌اى شما همچنين.  يك روز آنجا King او كه پيراهنى او آن چگونگى بهترين.  بنابراينى everytime او آن one خوب نيست.  مردمى يك روز و king ما ساخت گفته خوب شما no قوطيى مرد ما. "شما آن?", بنابراينى  و آنها در اتاق آنها زود (كه پارچه‌ى دارد مىبافد بنابراينى وزير يك روز"  بنابراينى آنها بد مردمان اين لباس مردمان مقدسى تنها آن ببينند.  بنابراينى وزير گفته آرى, بله آن ماده‌ى خوبى او مرد بدى در غير اين صورت.  بنابراينى او بله. بله خوب ولي آنجا no لباسى  بنابراينى او king Nice آنها تركيب.  King شاد.  بر روز خاصى King در آن لباس لباس پوشانده was.  مردم آمد حمل مىكرد. لباس اين و آنجا آنجا ولي آنها آن متمايل بباش.  و king لباس?"  "King مردمان بد آن لباس مردمان خوب يگانه قوطي لباس را ببين.  بنابراينى king آرى, بله شگرف .  بنابراينى اينها مردمان لباس اين و او زير پوش تنها و آنها لباس آن.  بنابراينى  او عزيمتى مادرى پسر خردى آنجا.  شهرستان درست Telling آرى, بله لباس شگرف.  ولي اين شخص خرد  "Hey شما مرد بدى شما.  پس.  و پسر  او من پسر خوبى.  "No no شما  برخى مردمان آنوقت king من هرى لباسى نمىبينم.  نزديك آن موقع اينها شخص دواند.

          دين اين همچنين امروز،اين روزها.  شبح مقدس امروز، اين روزها مردمان?  "شما  (برادر ژستهايى مثل اينها عملها Lawrie پندارى پارچه.  اسقف آمد شما روان را.  اسقف روان او does ندارد  او (defective verb) رفت و روان را به دست آورد.  بنابراينى  ما بدون لباس نيستيم ما لباس مقدس را داريم.  هيچ كس شبح مقدس را آن.  امروز، اين روزها من شما مانند پسر خرد   هركس روان از يزدان را به دست بآورد.  آنوقت

          يزدان ناديده خود او بنماياند همينطور من امروز،اين روزها مىخواهم كه شما.  آن يزدان كسى و چرا يك وجود انسانىى  ما Narayana يا مسيح عيسى يا Allah شخصيت كلانى تنها وجود انسانىى.   او. او اولا.  پس او (defective verb) كه. او.  چرا vedas و همه چيز  آن فداكارى  شبح out.  آن. شبح مقدس صدا كرده شده‌است.  آن out و يزدان او پر كرد. با نيرو با روان از يزدان.  بنابراينى تراز گرچه او بيرون او نيرو داخل آفريدگار.

          بنابراينى شما كه يزدان شما او در آن شكل داخل او.  بنابراينى اين مرد زندگي جاودانى داده شده‌است.  او بمير.  No one او بكشد.  او زندگي او ديگر مردمان و آن back.  و او آن زندگي ديگر مردمان.  بنابراينى او زندگي جاودانى.  ولي شبح مقدس شبح از آن كس مقدس.   آن (defective verb) كه توى all مردمان. و او آنها بدهد.  شما مقدس آن مىخواهد. شبح, شما كه زندگي شما خويش.  بنابراينى  بنابراينى Narayana out آب بده.  اين ازميان خون نيست.

          بنابراينى اين شخصيت مقدس, او كه ذات.  بينگار من مىخواهم كه آهنگ را.  من فوتبال و آهنگ را و آهنگ آن.  راه‌ى, من كه ناديده يزدان, Father از all روانها, آن وظيفه كه Firstborn ناديده God.  چرا چندين Avatars كه.  آن يزدان  بنابراينى آن كس كه قوطي ناديده يزدان, او چيز

          ولي او خود او انجيل او كه چندين نامهايى.  او (defective verb) كه خود او.  بنابراينى او عيسى را و عشق از يزدان.  او. Krishna و آن او هميشه  او Rama و نشان داده منش او.  اينها Avatars يا پيامبران هستند و آنها دارند. به پايان برس كه.  ولي در موقع سرانجام, Narayana تنهايى كه.   او كه (defective verb) چونكه او (defective verb) كه توى جهان از شعورى. فداكارى خود او فداكارىى.

          آن درحال ghee تنها باريدن نيست.  برخى مردمان در حدود انديشه مىكنند. Karma....(آنها.... آن قوطي karma by به آسانى شما خوب  من مىخواهم كه شما اين به طور جدى.  Hinduism آنها درباره چندين تولدهايى, ولي در اين موقع سرانجام  آن قوطي. هرگز برو.  Karma مانند جريانى رفت.  يزدان كه karma (defective verb) چرا.  Karma مجذوب وشيفته نيست شما (defective verb) كه براي تولد.  آن يزدان ما چرا  و آن دارو فراهم كرده is God.   Now اين karma مسن  آن. نزديك حساب نويى جا داده.

          بينگار من مردى بدهكار هستم.  من نو حساب و امروز، اين روزها من داشت نو حساب.  طلبكاران آمد و شما قاپيد.

          بنابراينى  ما وجودهاى انسانىى ما سعيهايى ما death.  هركس انديشه مىكند ما مسن به دست مىآوريم. ما (defective verb) كه.  ولي بينگار من مىگذارم.  برخى موقع مىشود.  چرا  چندين مردمان امروز،اين روزها انديشه مىكنند آنها پيروز بشوند. Death.  مرگ دوست ما نيست death دشمن ما آخرين  و امروز، اين روزها چندين death دوستى death ما دشمن, بيمارى دشمن ما بي چيزى دشمن ما ما دشمن, all اينها كه ما.  ازميان ايمان  شما شما  من در اين وزارت براي سالهايى 45 امروز،اين روزها ما هرگز در وام تا هرى مردى يزدان شما شما داشت وامها, شما هرى بيمارىى داشت شما هرى بيمهايى داشت.  آن است.

          بنابراينى كه death.  Now حيوان  در معبد بعضى اوقات آنها حيوانات را آنها Koduthal.  حيوانى است.  مردى. و دستان او روشنى حيوان و آنها بره را و  Karma death از آن حيوان مىرود. آنجا و شما تقدس.  چرا شما يافت Karma مجذوب وشيفته تنها نزديك يزدان.  بنابراينى اين karma تنها تنها نزديك يزدان.  آن يزدان تنها آن.  ما كه كاملا careful كه دور.  همينطور ما هرى دينى امروز،اين روزها don نمىخواهيم ولي ما كه ما karma away.

          بنابراينى  Narayana تاس, هيچ كس Narayana.  آن است. تن, او did نيامد.  شما بكشيد. همينطور او بره‌اى و گناه‌هاى ما away.  و آن بره بره‌ى karma بي گناه‌اى بود.  آن all away ما Karma.  بنابراينى karma Away.

          و امروز، اين روزها ما death اين  شما در اين فكر ولي   و وحشتناك آزار در اين جهان آمد و  و آن همه  چرا Krishna Wickedness من شما خودم.  چرا  No درهرجا wickedness درهرجا خشونت.  Every آنجا Selfishness.  آن موقعى يزدان

          شما هركس اعتقاد بداريد امروز،اين روزها.  و اين روز  شما مرد خوبى آن آيا موقع خطرناكى كاملا كه in . است?  شما بر جاده‌ها آن No براي مردمان خوبى شما هرى تنها مردمان بدجنسى رونق يافت.  What چه‌اى سرنوشت خوب  و ( يزدان آن مىداند همينطور او مىآيد.  Krishna. Rama و امروز، اين روزها همچنين من كه جايگاه‌ى يزدان را هند.  مسيحىها, من كه هركس مىترسد آن Narayana بر اين زمين است.  شما شما  آنوقت او will آن شما بنمايان.  آن اعتقاد بدار چونكه من آن مىگوم.  شما تا اتاق شما مىرويد و او مىپرستيد. ?  پس من.

          امروز، اين روزها ترسان Krishna بر سمت ما .  بنابراينى موقع موقع شما شادى بنابراينى ما شادماني بكن.  All away منش شما بد و  كتابهاى ديندار don تغيير نكن شما  امروز، اين روزها دوستان من در دين شما شما قوطي يزدان را امروز،اين روزها بياب.  بنابراينى من شما بيمار شما  من دستان من آشتى از يزدان شما شما مىآيد.  راست آن دم karma رفت شما آشتى داشت و شما شاد بود.

 

- - . LAHARI. KRISHNA.

 

فيروزى تا ارباب

فيروزى Hari خدا

بدبختىهاى ما را و جسماني

سعادت و

آنها كه او.

 

Thou هنر پدر ما و ما مادر.

ما هميشه

آنجا هيچى ديگر نيست. Thee.

ما ايمان ما را بگذاريم.

 

شما خداى برين قلب.

Master all و حامى All.

ما ابله‌هايى و تنها Thy Boon.

رحم ما.  Thou اقيانوس

 

ناديده نزديك شعورها, thou هنر خدا all .

Dullard ما هميشه انتظار دارند كه چندين. Thee?

Thou هنر دوست بي پول.

Thou مادّه زايل كننده sorrows.

Thou هنر ما خدا و ما Thy در.

لطفا Thine ما و

 

خدا O, گناه‌هاى ما away و ماده‌ى ما را علاقه‌هايى.

ما ايمان ما را زياد كرد و به درد خورد ولىهايى.


 

 

 

تماس شرح مىدهد.: