V فصل Gita. 2 8:
"Arjuna او ذهن او يك شيوه هندو براى ورزش و تمركز فكر در شكل
VI Gita 10 10:
"آنها ازميان تعمق من هميشه به هم پيوسته و
VII 12 6 و 7.:
"بر دست ديگر, آنها كه من بطور انحصارى و اينها Arjuna من به سرعت از اقيانوس از تولد و death وجود آنها ذهن
6 و 7.:
"ذهن شما من را ثابت بكن و بنابر اين شما برقرار بكن. خرد من تنها بعدازآن شما Me . بتنهايى اقامت گزيد No درباره آن نيست.
"شما به طور پيوسته ذهن من آنوقت
VIII 13 24.:
"برخى نزديك تعمق روان در قلب با امداد برينى آنها و تيز
YYYYYYY.
پيامها purusha برين تعمق Pracrised تنها براي عقلهاى زيرين.
I بطور عمده براي مقصود god REALISATION به تنهايى.
Ii كه Divine-Touch از يزدان در زندگي ما.
Iii كه عشق ما را و طرفدارى بر يزدان.
Iv كه. Will در زندگي ما كامل.
V رهنمود يزدان در زندگي ما را در بياب.
Vi كه يزدان را ما و كه ستقيم از يزدان.
Vii كه شخصى ديدار از يزدان جسمانى صورت كه.
Viii كه متهم ساخته
Ix Allow-God ما ديدار كرد و closest-platform ممكن تماس گرفت ما پاهايى تعمق.
X قوطي تعمق. در غير اين صورت:
"عميق عميق وجود آفريده شدهاست
YYYYYYY.
(سرهاى نمايانده اصلى. Word و عملى در تعمق
تعمق 1) كاملا مهم:
".......شما او. در اينها ديدارها, تعمق كاملا مهم درحال فرياد كشيدن..."
2) اين ASHRAM محلى براي تعمق.:
".......ما داريم يزدان را جستجو مىكنيم كه توى more عشقى از يزدان. اين. . شما آواز بخوانيد براي مردمان نغمه خوانى و no نيست. براي عبادت شما..."
تعمق 3). OFCOURSE مفيد كاملا US:
".......ولي چيز اصلى تعمق OFCOURSE مفيد كاملا تمرين خوبى كاملا است و مىسازد. نيرومند. براي ساعتهايى شما انديشه بكن. باهم شما آن بعضى اوقات نيرو god شما و شما كم زور احساس كرد. ذهن را. آسان نيست. ولي من شما? شما دست بزنيد. دهان اين سرراست يا شما آن اين همچنين در حدود. چندين مردمان تقلا مىكنند كه آن. آشتى. What چهاى بركت God down اكنون? او زير مىآيد كه شما. Withpeace."
تعمق 4). وسيله كه what چهاى همه US:
".......What چهاى همه پرّه چرخ ناديده آن مردمان در بياب. آن چرا او گفته شما در جنگل. تا ذات بشنو. تا پرندگان بشنو. مورچه.... شما كه و آن چرا? انديشه بكن. وسيله كه تعمق what چهاى all او ما. ما پرندگان درختان و ديگر چيزهايى..."
تعمق 5) باهم سنجيده نشخوار را بعد از غذا از نو يكبار تا گاو:
".......گوشت خوك Do نخور چرا? تراز گرچه آن Clovenfooted آن جويد نشخوار. آن will انديشه بكن. ولي گاوان انديشه كرد. علف را و آن انديشه كرد آن صحيح what چهاى من ? هركس درس ياد گرفته شدهاست من? من Will از يزدان كامل? " آن آن انديشه كرد. خوكهايى. آن...."
6) آن LAHARI:
".......All Bhagawans كه LAHARI آنوقت آن يگانه آنها برخى آسودگىى. بنابراينى اگر شما و آنها آنها آن نام را ادا نكن. برخى مردمان اكنون قسمت مىكنند. آنها La . آنها HARI آنوقت مىگوند. آن نام گفته be شد. آن است. و Hari آن آنجا نيرو. در آن نام شما آنجا نيرويى كه آن او?.........."
7) شما:
".......Working همچنين است. چندين مردمان آن درحال كار كردن نيست. شما براي ساعتى تراز شما او او شما كشيد. شما اينجا چرا كه..."
WHO بدهد. دارو كه شعور?:
".......هركس گفت شما مهار بكنيد شما تمرينهايى Yogic. شعور. آنها كه تا جنگلها آنها محل no درستى نيست و آنها مىخواهند كه. فكر آنها شعور. Buddha حتى. او زير درختى و اين افشاء. هرى چيز پيش پا افتاده. All زحمتها را اين ولي قوطي WHO دارو كه شعور??........."
9) NARAYANA كس WHO all شعور مهار كردهاست يگانه. گناه بكن.:
".......شما ستون مربوط به ستون فقراتى آن يگانه آن آن Aadhi-Seshan طلبيده است چرا است. مار. Narayana دارد Aadhi-Sesha مىخوابد. او دروغگوئي بر مارى. آن آن تنها كس يگانه بنابراينى"
10) شما به دست مىآوريد. نيرو كه.:
".......اين و all موقع... ما كه يزدان را و more و تعمق و آن شما نيرو پيروز شده.
11) شما:
".......ولي شما مشغول شما no موقعى نداريد در شبها هستيد. تراز. غير واجب چيزهايى شما away غير واجب و همه و موقع شما را يك حد اقل ساعت آنوقت every شب در بستر شما. God شما تاييد كرد. Now من Every بامداد 2 o'clock 6 o'clock. من تنها مىنشينم. و و آن بركت در زندگي من كلانى. درست روز من مشغول ولي اين تعمق شما كمك مىكند. شما آن نمازى است. شما او سپاسگزارى بكنيد? Every نفس او ما? ما ظريف هستيم ولي آن آزاد است. و همه چيز. ما كه او. آن. THANKFULNESS ما بركتى.."
12) شب و:
".......آن موقع روز آن موقع در جهان او. شما تنها حتى پس تا يزدان? بعد ازظهر و در شب و مردمان در خانه اين بيمارىى و من مىدهند. لوحهايى. تراز من آنوقت."
13) O و و:
".......شما تا جنگلها رفت و انديشه كرد كه در خانهى شما مال خود شما در حدود نيم. شما يزدان را شما 5'O و و. تراز شما ازدواج كرده don انديشناك نباش مردمان ازدواج كرده شدهاند حتى"
14) God شما نيرو را بنابراينى:
".......برخى مردمان من مسن من كه. ولي من شما من شما بپرست كه چشمهاى شما را تنها و انديشه بكن. راحت چشمهاى شما را و آن it شما نيرو به دست آورد. ولي شما بر يزدان آن نيرو بنابراينى
15) شما به دست آورد اتهام ىطور مداوم. "اتهام هرگز آمد:
".......شما كه شما? شما بنابراينى شما شما كه شما و ارباب, من thee روشنى يگانه همه من عشق تنها thee. (و چشمها را در آن فكر. شما بالايى همچنين شما آنوقت شما "Will هرگز بيا مگر شما آن Christ-Jesus مىبنديد و آن out. شما تغليط شما بر وجودهاى انسانىى را ببنديد. شما من آن يگانه I تنها بر زانوان من بخواب. ساعتها من نيروى نيرومندى Me . آمد.
16) تعمق more مهم غير فكرى " دارد تحسين مىكند.:
".......آن) more شما. شما شما ولي اين تعمق آن نيست شما all thoughts آن) شما كه all شما آن طلبيده آنوقت متعالى يك شيوه هندو براى ورزش و تمركز فكر.."
17) شما:
".......يك مرد تحت تعقيب كه. من بانشاط. او پشت و من در زانوان من تعمق تا بامداد زودى. من بانشاط كاملا چرا? من what چهاى? " من باطرى من او را تنها و من زير حتى و شما آقاى كم زور? No شما كم زور. آن اهميت است. از تعمق. امروزه آنها يك شيوه هندو براى ورزش و تمركز فكر براي خاطر از تنهايى. شما خوب غذا, به صورت خودكار . آنوقت كه تمرينى و
18) شب درست.:
".......شما شب درست و در بامداد شما قوطي يزدان را تحسين بكن...."
19) ما What چهاى نشان داد نگاه داشته US:
".......يك شيوه هندو براى ورزش و تمركز فكر در هند چرا? براي تعمق. مهم مردمان تعمق در هند تنها آنجا No تعمقى در كشورهاى بيگانهاى. آنها پشتيهايى و آنجا هرى طرفدارىى آن. آنها آوازهاى سوگوارى همه تنها رسمي موسيقي. ولي آنها experiencies معنوى عميق ما which كدامى دارند. يزدان ما بيان بكند. What چهاى What چهاى كتبى مهم. ما طرح نشان داد آن گياه تنها will او داخل و other. يگانه".
20) شما و راهنماان شما:
".......آيا what چهاى بركت از تعمق است? او شما حرف مىزند. و شما. يزدان چندين موقعهايى من در زندگي من و ما don خرج نمىكنيم ما بنابراينى يزدان مىآيد. ما مرد من, برخى موقعى من. ولي او مردان will No من مشغول كاملا من كه پول. چندين"
21) شما:
".......Isaac كه evening gen 4:63. ولي يا ما? هركس يك يا ساعتى به آرامى نشست و شنيد. ? Now آن يزدان بيان كرد شما شما. ولي شما ناقوس را در مىبينيد. شما آن فشار مىدهيد. Before مرد اين نمازهاى ما است. اگر شما و شما آنوقت يگانه ما..."
22) شما پيروز مىشويد. نيش death:
".......ما كه او ديروز و شما no راهى ديگرى داشت جاودانى شما نيش را شما او Death. آن Upanishad است.
23). متعالى تعمق:
| 1) | شما دست مىزند. آن شما تا محل مقدس ".........در فداكارى. شما برادر, شما آن فداكارى. شما زندگي آن مار. كه زير. اين صدا كرده مىشود. تعمق متعالىى يا جاويدى. دادگر اين شما آن thou مقدس ." |
| 2) | ما مقدس HOLIES و تماس او. ".......شما اين امروز،اين روزها اولا شما what چهاى آن بي نور است. Ayyah telling است كه. دور در حايى. پشتيبانى بكن چونكه من دارم شما مىگوم كه. و پشتيبانى بكن و before جهان. آفريده was فرشتههايى Lucifer قبلا آفريده were آنجا no كوهاى و no دريايى. ما مقدس Holies و تماس او." |
| 3) | شما شمارندهى شما را ديد. آنجا: ".......ما ايمانى اكنون كه Word كتبىى. اين طلبيده تعمق متعالىى. آن تعمق نيست. سالى پشتيبانى مىكند. آن (defective verb) تقاطع كرد و رها كرد. و آنوقت Yugas. شما آنوقت خاموش شما جلو شما شما به آنوقت شما ولي اندامها عروس حتى و همچنين .." |
CAREFULLY لطفا يادداشت بكن.
در اين پيوندگاه يك كه آن بطور روشن ما LORD-GOD ما در تعمق پس يا بالايى. او. ما كه او تنها يادآورى ما) كلان فداكارى برين آن و از سالهايى
ولي در موقع ما آگاه آن كاملا خدا خود او اكنون down سر راست وسط ما و ما كه او زندگي و. (توى خلاء مردمان افشاء آنها بطور مكانيكى تكميل شده بر زمين است. يگانه يزدان down مثل پسر David در شاه چرا پسر David REDEMER يك و one كه يگانه death گمراهانه اين افشاء كار گستاخانه كلان را من فديه دهنده LIVETH!!"
YYYYYYY.
VIII. شخصى تجربههايى. تعمق. |
| 1) | من تعمق در جنگلى كلان خوشى من زندگي.: ".........يك روز من تعمق در جنگلى, كلان خوشى توى زندگي من. من. Shanthi..." |
| 2) | من كه بر زانوان من براي ساعتى. روزانه ".......من در فلوريدا يك ماه, من كه بر زانوان من روزانه براي ساعتى. من بعد از ساعتى و. يك ماه تمام كرده من اينجا. من سرنوشت. من كه در آنها روزها قصد دارد. . من all رفت. آنوقت من All ناصحان 1960 را. Roberts شفاهي ديدار كرده شدهاست و من من با عيسى آنوقت من شما? "آنوقت" |
| 3) | من كه براي ساعتهايى. باهم: ".......يزدان هرگز بيان كرد وقتى كه من نجات داده شدهام به دست آوردم. من به طور شايسته و مناسب. من شبح مقدس بعد از سالهايى 10 در زبانهايى. در آن موقع من كه ساعتهايى باهم. زن من و كودكان كه من بر بستر من نشست و 8, 10 ساعتهايى انديشه كرد او ساعتهايى ساعت يا 2 1 does بيان نمىكند 3,4,5,6, ساعتهايى. من don نمىدانم آن all است. ساختگى. پس من خواستم كه نماز را. نيرو من كه. آنوقت ناگهانى پرتويى مغز شما را داخل. صدا آنوقت پسر من, READ word براي نيرو. قوطي شما نيرو Word. آنوقت صدا از نو لحظه Word نيرو و رهنمود. بنابراينى من .." |
| 4) | من يا من ; "..........Sivanandha جوكى, او افشاء تنها Buddha و او آن چشمهاى من نيست آن كسى چشم را من است. آن. افشاء كلانى. بنابراينى شما چشمها را آن Doesn قصد ندارد چشمهاى شما بسته. شما داشت. چشمهاى شما چشمهاى گشادهاى و شما داشت شما آن چشمها نيست. ولي مرد كه مسئله شما. اكنون من يا من اين. من نمىبندم. چشمها. من و. بنابراينى ذهن من اين راه يا آن راه را آن مرد من تركيب چشمهاى من بالايى. اين شما راه من شما موتور شما رود را تقاطع بكنيد نزديك آن راه. به آسانى كاملا. All جوكىهايى و مردمان تعمق هستند. Boatman من من موتور و آن موتور" |
| 5) | من در زانوان من بودم. در تعمق تا بامداد زودى ".........يك مرد كه what چهاى من شب در. من wishout بانشاط. Sleeping. همينطور او پشت و من پنجره. من در زانوان من در تعمق بامداد زود. من بانشاط كاملا در بامداد. من بالايى. چرا? من what چهاى? "من دادگر شما كم زور Sir? No شما كم زور. آن اهميت |
| 6) | Projecting از روان بيرونى جهان.: "..........ولي زمين آن گمشده او مىخواهد كه. سياره سياره. من كتابهاى Bogar را مىخوانم. او من چين, ژاپن و all. رم, Gulisai حب. او مرد كلانى همينطور من انديشه كردم. او. فرمول براي آن حب. او چندين مىگود. كيلوهايى Ganja شما كه Gulisai. يك روز من Madras يك مرد من برخى betal Beeda كه من و Ebenezer. با دخانيات.. ما بايستيم. هردويى در و و من Tondiarpet در شب و بنابراينى What چهاى اين نفر مىگمارد خوبى كاملا است. ولي من ولي اهل غرب آنها اين آن من كاملا careful اين beda بسته betal... شما Bro مىپرستيد شما انديشه مىكنيد آن اشتباه است. Ebenezer او نمد. (آن من Bro. Desikan در حدود تقريبا دور مايل (برابر با 1609 متر). من Bro گفتم. Ebenezer بزرگى در خانهى Desikan روز نزديك بنابراينى بي درنگ من have رفته آن." |
| 7) | من SADHU ردايى SOFFRON و growing ريش.: ".........شما كه جنگلها, شما كاملا خانه شما آسمان شما. من من يك روز من sadhu رداى زعفرانىى و growing ريشى و آيا انديشه بكند آنجا در جنگلها من عزيمت كه بود بود? آسمان آن راه. من هرگز مىدانم يزدان يافته شد. كاملا. شما يزدان را در جنگلها نمىيابيد. شما او در كليساها نمىيابيد...." |
| 8) | تعمق نو افشاءهايى. "..........ولي من. او من تراز ناگهانى در مقابل آسايش من. من will What چه? شما من now و "پيام آمد يك. آن من مىسازد. كم زور. من زير و آنوقت آن انديشه مىكنم. من! آن وحشتناك است. آنوقت بي درنگ من و" |