The Power of the Lord's Hand

 يزدان در تا زمين زير شكل انسانى.  اين واقعى.  نام او اصيل Shri. بطور عادى صدا كرده يا Allah يا Christ-Jesus


تماس شرح مىدهد.:
 


ديدارهايى Jaipur I بحثهاى Shri
معنوىى. .

Krishna كه JOTHI درست

جهان.

1. شما death اين
2. Hindu Krishna,because او اميد براي كشور ما آينده.
3. تنهايى.
4.

فداكارى و شما will رونق بياب.

 
مقدس به تنهايى
!
مقدس! مقدس!
او liveth جاودانه!
او تحسين بكن.
He is good
His mercy endureth forever.
 

 

.
 
Word.
 
          اين پيام از بخشى از ثبت از رده‌اى از پيامهايى شنودى  هند 23 1986 30 1986 و همچنين Bhilai  آن ما خوشى مخصوصى و سعادت كه توانا كه word از آفريدگار ما نفيس تا كودكان از يزدان which كدامى داد every جان ياروان آشتى و خوشى آنها بركتهاى او و جذابيت به دست آورد و one باشكوه آينده‌ى كشور ما ساخت.  شما گنج در گيتى درست كلان را تصاحب كرد وقتى كه شما اين پيام با قلب فروتن و پشيمانى را مىخوانيد و در مىيابيد.
 
          فيروزى ما خدا Shri. كه سرنوشت از هند را.
 
.
 

فدائىهايى.

Lawhrie. Krishna.

 
 
 
 
 

 

 

1.  شما death اين

پيام داده Jaipur

Jaipur 23, 1986

          من اين فرصت را.  شما  من خواستم كه عشق كه بركتهايى از يزدان. اينها روزها.  ما مىدانيم در اين جهان در اين دم است. درهرجا.  درهرجا است.  خشونت  هيچ كس قوطي, no كس خوبى, no قوطي خوبى كس آنها .  يزدان كه در آن موقع جهان.  شما Shri در حدود تحصيل دانش مىكند. Krishna در آن موقع او All آنها ويران كرده have been كه مردمان يزدان را.  بنابراينى در راه‌ى در هند حتى, ما جهان فرمانرواان now.  ولي ما پيامى داريم.   در كتاب) It گفته is پيام آخرين از هند  آن چندين از مردمان باخترى چرا  What چه‌اى دانش خاورى را باختر?  آنها what چه‌اى امروز،اين روزها براي هند بدهند?  شما آن Death all آنها غافلگيرشده.  آن مرد. كه مانند جانورى.  آنها karma و  ولي Shri. Krishna آن مردى Krishna او No تولدى آن و no death آن.  ولي مردمان هميشه  آن آن ما اين

          ما. موقع ما را نزديك خورشيد حساب بكن.  Every سال ما اين 1986, آن روزها زمين خورشيد را 365.  يك سال.  بنابراينى what چه‌اى مردى?  آن در زندگي او يك سال.  او مسن است همينطور او دارد انديشه مىكند.  ما. درباره تعمق ولي ما بر خورشيد و زندگي ما .  ولي بينگار پس. محاسبه.  شما نزديك هواپيما شما چندين ساعتهايى پرواز.  شما موقع به دست مىآوريد شما تا باختر مىرويد.  شما  مردمان كه نزديك هواپيما آنها دانست آنها ساعتهايى باهم شل بشو.  آن محاسبه از موقع .  و ما زير بازبيني كاملا همچنين خورشيد.  ما موقعى و آن 9'O I آن 9'O.   ما انديشه نمىكنيم.

          شما بخوابيد حتى شما انديشه مىكنيد.  آن نيرو شما. خواب پيروز شد.  ما شب درست و شما پيروز بشويد شما انديشه بكنيد شب درست, و هنوز. بخواب.  شما تعمق شما doesn نمىسازد

          اكنون يزدان ما نور خورشيد هيچ كس آن.  آن يزدان است. ما.  شما بگويد آن آن آمد.  بدون سببى No نيست.  ما در آهنگ در راه‌ى ما تنفس بكن.  Every مرد (defective verb) كه نزديك تنفس.  مردى مىدهد. شما بالابرىى در اتومبيل ما شما شما.  ولي  او آب ازادانه.  او ما ازادانه مىدهد.  خورشيد. آمريكا يا لندن را doesn تعلق ندارد يا بريتانيايىهايى يا Sweden يا آن All.  آن دارا يا بي پول نيست.  هركس. نور خورشيد.  و او همه چيز ازادانه.  Every دين پول امروز،اين روزها مىخواهد.  هرچيز كه پول آنجا no يزدان آنجا.

          آنجا گونه‌اى امروز،اين روزها.  با دستان او.  ولي همچنين دهان از يزدان.  چيز word.  يزدان word بيان مىكند. او آن word.  چرا شما all دينها را اينها دينها مردمان كه همديگر تنها هستند.  اينها مردمان يزدان در زندگيهاى آنها را نيافته‌اند.  ولي يزدان  او جهان درست را ويران كرد. دهان.  Oh!  شما آنجا آنجا اتمى اشعه ليزر اين و آن.  ولي   او كه در هند كه مردمان او.  ستيز را Mahabaratha وضعيت اكنون هند  او نگران عدد از مردمان باهم نيست. وحدت.  او شما مىخواهد.

          برادر من عزيز و خواهر, او everyone شما او.  و او shanthi.  او نيرو كه death اين نسل.  شما مرد پيروز شده قوطي death?  از آغاز آفريده was كه.  اينها شعورها 5 death او.  اينها 5 چونكه ما تا اينها شعورها 5 دلبسته شده are و تا چيزها از شعورها در اين جهان ما 5 death.  ولي شما شما شعورهايى تراز 5 آن داد  شما كه Narayana كه Death. اين چيز كلانى است.  شما  من در حدود شما توضيح داد خلقت در a few روزهايى.  ما. عددهاى بزرگى بزرگى نخواه.  ما مردمان كه يزدان را درست Heartedly.  پول يا شهرت.  هركس او بدتر پول و شهرت death.  من آن شما بگو.  شما آن كاملا مىدانيد.  من All روى جهان.  مردمان بعد از پول درهرجا و  ولي برخى پول شهرت .  Narayana شما براي مردمان آمده‌است.  شما مىرويد و مىيابيد ما داريم حقيقت را مىگويم. يا.  آنوقت من پديدار شد شما.   شما او صميمانه شما يافت محققا.  Becuase ما خطرناك شما بعد از خرابى  شما آن كه.

          و يزدان nor در حدود اجتماع يا طبقه يا سفيد يا سياه.  او قلب شما را مىخواهد.  آن قلب او Wants.  او شما عاشق بود آنوقت شما او عاشق هستيد.  شما او او no ميلى شما ندارد.  آن doesn اهميت ندارد شما  اين شرطى براي يزدان نيست.  او مىخواهد. قلب شما.  قلب او بامحبتى.

          In1943 من براي يزدان.  من مرد اين جهانىى بودم.  من يزدان را من يزدان در زندگي من را درحال كتابى خواندن شما قوطي فلسفه حرف شما درباره عسل.  عسل شيرين عسل  ولي شما عسل?

          من out يزدان در زندگي من 1943, بنياد مىنهم.  پس من تصميم گرفتم من پيروى كرد. يزدان تماما بنابراينى زن من و كودكان ما انجيل را و Quron و Bhagavad Gita و all كتابها.  و انجيل  آن در انجيل آن مىگود بنابراينى.  Quran Mehdi (defective verb) كه.  Het ouders hoger geworden.  آنها مردمى نيستند يك كس تنها.  چرا  ولي من براي جهان درست.   (مرد بي خدايى اين همچنين.  شما  آن پرسش نيست.  شما صدا را God شنيد.  شما صداى او را آن صدا شما كشيد.  شما near يزدان بآييد در غير اين صورت.  يزدان شما در اينها روزهاى آخرين كه Death.  مرگ آمد چونكه ما يزدان را رها كرديم.

          زمين درست در ساعتى نيم مرد no نيست.  ما no روانى از يزدان ما.  چندين مردمان Oh! شما روان از يزدان شما به دست آورده‌ايد.  روان يزدان يا روان Narayana بميرد.  شما آن دارد. شما.  تصور نكن كه شما آن داريد. روحيه بده.  شما (defective verb) كه آن.  آن what چه‌اى سرانجام  آن من امروز،اين روزها شما چرا زندگي شما  شما. Out شما آن death يا.  آنجا چندين Bhagwans.  ولي ما يك تنها Narayana به دست آورده‌ايم.  ما. يك تنها مسيح ما يك تنها Mehdi.

          شما كه آن زندگي.  ما آن زندگي را به طول گم كرديم. پيش.  جدهاى ما آن گم كردند. يزدان آن زندگي در سرانجام  چرا all اينها سالها مردمان بمير.  دانشمند, عكاسان آنها آن زندگي را.  آن زندگي سبك است.  ولي اين تاريكى آن بدرخش.  چرا دانشمند و مردمان يا عكاسان آنها آن زندگي را) هرگز بقاپند.  آن شما كه سايه‌اى.  ولي اين زندگي Narayana قاپيده be شد نزديك سايه‌اى.  چرا تنها از قلب, از چشم درونى  امروز، اين روزها چندين مردمان تمام همه

          شما صداى من را آن شما آفريده are زمين, شما آفريده are آسمان.  آن شما پيشين   شما كه اينجا  در دانش شما كه مردمان يزدان معنوى به تساوى.  معنوى

          و يزدان شما اكنون مىآيد.  Wants تا يزدان حصول نفر بگمار.  من يزدان.  شما يزدان شما  من حساب نويى امروز،اين روزها من حساب نويى ولي what چه‌اى درباره حساب گذشته?  Will آن?  و آنها چندين مىگوند.  شما آنها بپرست.  شما تنها چندين چيزهايى.

          ولي يزدان امروز،اين روزها شما مىآيد.  او مانند دزدى مىآيد.  شما  آيا Tagore what چه‌اى گفت?  Rabindranath. Tagore او او Gitanjali برخى كتابهايى.  ما او شاه‌ى بزرگ.  ولي او دارد مىرود. ( coolie مانند شخص معمولىى متمايل بباش.  او شما يا قبلا.  شما او بيابيد.  ولي آنها چشمهاى معنوى او قاپيد او.  امروز،اين روزها او بازرسى بكن.  من درحال شما گفتن نيستم كه من. بي درنگ.  شما هند تمام همه را بازرسى مىكنيد.  او است. هند.   او بازرسى بكن و برخى ديگر است بياب.  او شما داد زندگي.  و با اين زندگي شما

          مىگود اين تن مانند پيراهنى است.  و شما (defective verb) كه. پيراهن.  بنابراينى اين تن كه, يزدان ما داد  چرا در معبد آنها پيراهن آنها و Moolasthanam محل مقدس.  شما برويد. با پيراهن معمولى, inside معبد it كه انگاشته is شما  بنابراينى آن پيراهن, يزدان داد  شما او او شما داخل تنهاى باشكوه‌اى.

          يزدان بعد از يزدان 1969, زير  من كه Kali Yuga.  يزدان مىآيد every موقع. كه yuga.  آن yuga همه  ولي آن آنجا عزيمت كه زحمت وحشتناك.  درست جهان, در مقابل مردمان يزدان آمد كه Kalki.  و او چيز درست را ويران كرد.  بنابراينى  شما كه ديندار شما مرد اين جهانىى شد يا همبسته شد مردمان?  من نمىگوم am شما هندىى شمال يا هندى جنوب شما وجود انسانىى شما هندىى  شما هندىى آينده.  آينده  يك چيز من سربلند Hindu مسلمانى آنها every فرهنگ.  و شهرت Rajputs, آنها all.  آنها شكوه.  چندين مردمان مسلمانان آنوقت شدند.  ولي  What چه‌اى موضوع.  آنها همچنين وجودهاى انسانىى, آنها مسلمانان را have همبسته شده.  آنوقت بريتانيايىها با all نيرو.  آنها كشور را دستگير كردند.  همه  و آنها Hindu هنوز چرا  آنها هرچيز هرگز همبسته شد آنها Kalki Avatar.  آنها مردمان معمولىى نيستند.  در درختى, شما  بنابراينى اينها Hindu كه در هند اكنون معمولى مردمان.  پول آنها دارايى آنها.  دين مسلمان كلان آنها تغيير بكند.  و Ahimsa ما Off.  Hindu و ahimsa مىروند. باهم.   و ناتمام


2.  "Hindu KRISHNA اميد براي كشور ما آينده."

Jaipur.

          من متمايل بود كه برخى از اتفاقات در زندگي من 1960 امروز،اين روزها. از سفرهاى من روى جهان همه.  من يزدان را من ايالا‌ت متحده و كشورهاى كه ديگرى what چه‌اى out مردمان از يزدان  من در انگلستان بودم و Hyde صدا كرده است. پارك بكن هر كجا شما اجازه داده مىشويد كه.  بنابراينى من آنجا زن من آنجا بود و برادرى negro داشت در آن موقع نصيحت مىكرد.  و مردم انگليسىى داشت او مىزد.  او ولي اينها  و  بنابراينى'  او. گفته من what چه‌اى خدا عيسى من كه راست را گونه هركس شما.  من گونه‌ى ديگر را مىگردانم من. .  راه آنها او را آن وجود من دلسوزى براي اين سياهي احساس كردم ( نفر مىگماشت همينطور من اين سياهي را پرسيدم انسانى. شما آنها چرا?'  او من گم كرد آنوقت  من من تعليم كه يك مرد ساخت مرد زد و آن عيسى گفت گفت. آن.  من مرد جوانى بودم من دستان من را و شخص زدم. و وزشى بر each سر بگذار.  و مرد سفيد چرا'  'شما آن مرد سياه را بى رحمانه.  آنوقت او او گونه را و ما او.  بنابراينى من من شما.  شما گونه‌ى شما  آنوقت آنها مرد سفيد گونه‌ى او هرى هرگز نشان مىدهد  مرد سياه آنها و آنوقت او شما  او افشاءى او و آنها شخصى و آنها (defective verb) كه براي زندگيهاى آنها.  پس او من در بر گرفت. و گفته شما درك من را.  پس من رفتم.  آن موقع مردمان سياه 1960 به بدى كاملا درمان كرده شدند. لندن.

          سالى من تا خيابان بعدازآن يك بانوى سياه‌اى  من خواهر شما  آنوقت او او پيش سالى هندىى ما درك و ما او پيروى مىكنيم.  و all آن سال coloured مردمان بي باك شدند و براي استقلال جنگ كردند.  خاموش من اين در بياب.  من تا آمريكا رفتم.  من همچنين رفتم و آنجا نشستم.  و آنها Kennedy.  در آن موقع آنها و  بنابراينى آنها Kennedy دارد تلفن مىزند ما مبلغ دينى ارتش اوايل?'  من چرا'  'ما. گونه‌ى ديگر مردمان گفت آنوقت ارتش رفت و حمله كرد.  'همينطور من آنوقت دانستم آنها داشتند نصيحت مىكردند. كه مردمان را.

          ولي مسيح آن عملا قصد نداشت.  او گفت. پس گونه‌ى شما را نشان داد.  ولي واقعا معني شما نيرومند و تنهايى هيچ كس شما زد اولا.  ما اكنون داريم.  Ahimsa كه است. شكست داده ahimsa برد هميشه.  آيا ما ahimsa گم كرديم چرا?  چونكه ما با يزدان don جنگ نمىكنيم.  Krishna شما اينجا من will مردمان را شما تنها.  بنابراينى مهاجم ما آن God.  من ahimsa don اعتقاد ندارم شما برده‌اى  امروز، اين روزها ما much در كشور ما قسمت كرده.  ما قسمت كرده are اجتماع, ما تقسيم شده نزديك حالت تنها تقسيم و تقسيم و ما سفال تنها و كه وحدتى  اين رفت به طول?  تاحالا ما كلان نوبت درباره كشور وحشتناك خطر.  ولي آنجا برخى خوب  آنها خدايى مواظبت كرده و آنها تا يزدان يزدان ما بود'

          شما ما ماده خوك بالغ بذرى ما بذر را.  ولي آن جاافتاده آن موقع دارنده از ميدان گرد همايى  او doesn نمىآيد او كه كه يونجه خشك  بنابراينى جهان درست كه انحصار را يا مهار بكن.  مردمان يزدان امروز،اين روزها هنوز.  Now آنجا بنابراينى  شما جهان شما يافت را پيرامون every آنها بعد از پول هستند.  آنها نيستند وقتى كه پول مىآيد. يا هرى vedas.  هركدام شما تا يزدان  شما  شما  آنوقت what چه‌اى حقيقت?  حقيقت  All چيزهايى نزديك دهان از يزدان بيان كرده بودند. اينها كتابها ولي آن براي خوشى او مال خود.

          زندگي جاودانى.  يك مرد يك موقع تا عيسى و گفته من زندگي جاودانى.  Bhagavad حتى Gita آن جاودانى در حدود زندگي.  زندگي جاودانى  مردى ساخته is كه تنها و كه خوش  Now مردمان تنها براي سالهايى 50, before سالهايى 50 آنها كم زور كاملا بشو.  من مردمان 1960 100 سالهايى.  Now ما كم زور همچنين civilisation.  شما Veda در روزهاى آنها زنده براي سالهايى 500 زود 1000 سالهايى آن.  ولي است. زندگي جاودانى.  شما زندگي جاودانى?  زندگي جاودانى. يك تنها كس Narayana.  شما او شما قوطي Death شما مرد شما او.  سر در اين جهان كلان.

          مردى يك روز تا عيسى كه what چه‌اى جاودانى زندگي.  او از پول)  بنابراينى او من all پول را من آنوقت گمراهانه.'  او زندگي كه پول او را جاودانى.  آنوقت مرد از يزدان  و او گفت من آن زندگي جاودانى را نمىخواهم.

          ( شما يزدان براي مسئله‌هاى شما را همچنين اعتماد نداريد.  شما يزدان دادگر  ولي ما all در سالى از زندگي ما مىگذاريم. مسئله‌هاى شما او همه چيز او.  او هرگز قصور ورزيد. ما.  ولي ما مسئله‌هاى ما don نمىگذاريم ما مسئله‌هاى ما را تا يزدان

          گارىى داشت مىرفت يك روز.  مردى داشت كيسه‌اى حمل مىكرد. سر او.  بنابراينى مرد شما گارى روشنى چرا.  او. بر گارى و سيب زمينى بر سر او هنوز.  آنوقت  ما آن ما بر يزدان ولي ما مسئله‌هاى ما را بر سر ما مال خود بگذار.  ما روپيه‌هايى 10,000 روشنى ما صندوق).  ما ساحلى مىگذارند. پس ما به آرامى بآراميم.  شما all مسئله‌هاى شما

          شما مىدانيد آنها يك كيلو داد ما كه سيب زمينى بعضى اوقات. سيب زمينى و آنها گذاشت زائد.  آزاد هستند شما اينها مىگويد. من سيب زمينى اينها نگاه داشت من يك كيلو don نمىخواهم او شما آنها.  او گفت يك اين كيلو شما آن من will شما ولي من شما كيلوى سيب زمينى  جسمتجوگر يزدان يك كيلوى سيب زمينى  شما يزدان را بركتهايى زائد.  ما no extras شما يزدان را آن Away همچنين.

          آيا what چه‌اى use از يزدان جسمتجوگر است?  What چه‌اى بركت تعمق?  او شما حرف مىزند و شما راهنمايى مىكند.  در زندگي من يزدان  ما don خرج نمىكنيم much موقعى و يزدان كه ما.  ما مشغول در اين جهان ما (defective verb) no موقعى كه هستيم. God.  يزدان مرد من برخى موقعى من ما.'  ولي او گفت No no من مشغول كاملا من كه پول.  چندين  و death شما گفت من مشغول كاملا من هرى موقعى.  ما يزدان را چرا?  اين تن .  شما براي اجاره‌اى مانند خانه‌ى اجاره اىى آنجا برجا مىمانيد.  Now. .  پس  شما انگاشته are پاكيزه خانه نگاه داشت و پاك كرد.  ولي

          بنابراينى جان ياروان در آن و اين خانه‌ى از يزدان كرايه كرده شده‌است  و اين خانه ما كه آن پاكيزه.  و او هرى اعلانى او شما كه شما شما out.  شما. دهان را تنها شما و down.  آن سرانجام  او هرى اعلانى doesn نمىدهد.  شما اجاره‌ى شما را پرداخت كرده. خانه‌ى شما?  چندين آنها اجاره را don پرداخت نمىكنند و  ولي اين خانه شما, اين تن, او اجاره ما را.  آيا what چه‌اى اجاره است?  يزدان را خانه.  شما يزدان اين را هرگز سپاسگزارى مىكنيد.  قوطي هرى  اين دستگاه مغز وحشتناك  آيا اين مغز را شما داد?  برخى مغز شما حتى.  چندين مردمان تنهاى بدى شما  صبر نكن. تن شما بد.  شما man.....young جوان مردان

          راه‌ى آسان is.....First all من didn اعتقاد نداشتم out يزدان من من اين دين را don نمىخواهم.  'پدر من انديشه بكن.  من آنجا no يزدان.  من گاندى 1942.  من داشتم تحصيل دانش مىكردم., من دانشجو بودم. رهبر.  من آماده كه براي گاندى و كشور.  چندين من دوستان تيراندازى كرده شدند.  و مادر من را آن و پدر سعي كرده همه چيز ولي I كه براي كشور من.  پس من بودم. پدر من و آنوقت من Ceylon.  ولي آنجا زن من و من آزادى در حدود.  ذهن من را بطور آهسته آن زمان چيزى را تعيين بكن. ذهن.  من كه استقلال.  و Gandhiji آنوقت استقلال

          من يزدان در دارايى را آنوقت Ceylon آنجا Bro. Lawrie به كار گرفته من yogic آشتى كلانى من يك شب من يزدان را فهميدم.  من آنجا يزدان زنده.  شما شاد بود او در قلب شما مىآيد. كس در اين جهان.  شما در غير اين صورت آشتى.  Every قوطي مرد و زن آن آشتى.  آن برخى نيست مخصوص  شما تا جنگلهايى رفت و انديشه كرد  در خانه‌ى شما مال خود در حدود نيمى شما كه .  شما يزدان در زندگي شما را فهميد.  به دست بآور. 5 و و و آشتى شما آمد.  تراز شما ازدواج كرده married-people حتى  من ازدواج كرده و من كودكى و بزرگ كودكان.  All آن آشتى را يافته‌اند.  پسر من آنها دانشكده مقدمانى و all ولي آنها براي خدمتگزارى براي يزدان.  آن. شگرف.  شما شاد هستيد وقتى كه آن آشتى شما مىآيد. مرد.  شما آشتى خوبى داريد.

          من تا every محل از آن موقع آشتى ما) كه هر كجا يزدان در مردمان ديگرى است.  من مسلمانان من من دين را كه مسيحىهايى.  (نامهايى. چندين كتابهاى او ديندارى all اينها كتابها من تحصيل دانش كرده.  در مردمان در هند چندين مردمان نيرومندى .  بنابراينى من جهان را پيرامون.

          من همه چيز من بيمارستان در خريد Vellore اداره.  دبير Superintendant.  و بعد از سالى من صدا از يزدان را آنجا همه چيز و  زن من و من ما job و با كودكى همه  و  Narayana it هرگز دروغى هرگز.  او گفته شما من شما داد من آن شما روى داد من دوست.  شما شعور ازادانه رها كرد و به دست آورد دلبسته شده  ولي مردمان آن.

          Now Buddha او زير درخت و او سبب از همه چيز  ولي او شهوت نيافت.  دكتر اين بيمارى ميكرب وبا ولي آن قصد بدار شما ميكربهايى وبا پيروز شده‌ايد.  شهوت سبب  Now ما death كه ولي هيچ كس كه چرا death.  آنوقت شما what چه.  مرد. شما تن نويى به دست آورد شما اين تن را.  قوطي شما  شما مىداند شما داريد اين رها مىكنيد. شما مطمئن شما خانه‌ى نويى.  شما مىداند شما داريد رها مىكنيد. اين شما مطمئن شما خانه‌ى شما نويى.  شما  No داشت. چندين تولدهايى ميان جاى بده.  بنابراينى شما خانه‌اى شما

          بنابراينى what چه‌اى Krishna شما من.  قوطي شما  آن Arjuna چرا افشاء كه Krishna .  بنابراينى در اين جهان شما مردمان ديگر را تنها.  آنجا death شما زندگي خوبى چرا?  شما. خورد نوشيد و خوش بود شما براي فردا.  آنجا زندگي جان ياروان ويران كرده be شد بعدا.  آن روشن كاملا  يگانه در هند شما آن آشتى.  شما آشتى?

          Now اين برق heart......The, هركس درباره آن ولي هيچ كس برق شما هركس.  'شما what چه ?' ; آنها گفت آن نيرو است.  ولي شما پرتو شما mike شما بلند گو شما بادبزن All اينها?  آن آن نيرو در همه چيز است.  بنابراينى  No .  شما پياز گل ولي شما پرتو.  بنابراينى  شما بيمارى شما  شما  شما آن تا سازنده تن شما زير تعمير  او all قسمتهايى كه آن آن و نو .

          من چندين مردمان all اينها سالها.  من بگوم يزدان هرى بيمارىى شفا بدهد.  آنجا آيا nothing بي درمان نيست ولي ما تا كس نمىرويم.  تعمق حتى شما تندرستى و احساس متاسف all what چه‌اى  يزدان آن تاييد مىكند.  يزدان  شما what چه?  كه آن ما تا يزدان و

          اين وجدان, شما ما وجدانى آن حرف زد هميشه  شما كس خردى شما پسرى تراز شما  Now. شما تكه‌اى موقع آژير آن تكه موقع آژير شما آن ساعت, اولا روز شما آن شنيد و شما ايستاند آنوقت  بعد از آن باطنين زمانى ولي شما آن.  وجدان شما چندين چيزهايى آنوقت آن.

          كه براي طلا بود و او سگ او را همچنين.  و  خوشحالانه كاملا او آينده  او. طلا و او.  در شب دزد آنوقت سگ Rurr  و بي درنگ دزد  دزد از نو آنوقت و او نزديك كاملا سگ گفته Rurr-ruh-rurr  و او بسته شده  و دزد رفت.  در حدود نيم ساعت او از نو.  و اين شخص next time شما  و سگ كاملا گمشده.  دزد آنوقت و

          بنابراينى وجدان  هركس اين چيز را به دست آورده‌است. وجدان صدا كرده شده‌است و ما كه كاملا careful.  آن راهنمايى كرد. ما.  وجدان يزدان و ما (defective verb) كه آن.

          يزدان زندگي every چيز خوب كه او ما اين.  شما ذات شما يزدان را درهرجا.  مردمان آنجا no يزدان.  شما ذات all آن باهماهنگى.

          همه چيز آغازى به دست آورده‌است.  او death او.  آن است.  آن زندگي  و معمولا دانشمندان و all مردمان كلان كه out زندگي.  همه چيز  آن طى مىكند. سايه noticing آن.  (آن داخل سايه بدون سايه out.  بنابراينى آن زندگي  آن زندگي از يزدان مىآيد.  زندگي همه چيز.  زندگي جاودانى شما هرگز.  آن. وسيله‌اى اين تن بود تن باشكوه‌اى و آن قوطي را. هرگز بمير.  و آنجا مردمان كه از مردمان God....now پسران از يزدان.  شما زائيده شده كه. خانواده.  شما شما زائيده شده در خانواده‌ى يزدان  مردمان كه شعورهايى كودكان از مردان شما زائيده شده مردى و زنى.  ولي  آن قصد دارد شما وجود پيشينى داشتيد و شما اين نيستيد. زمين, شما وجود خدايىى.  آن Krishna چرا  چرا او شعور دست بزن.  شما جاودانى نيست what چه‌اى شما  همه شما طى كرد ولي آنجا چيزهايى كه away شما با چشمهاى شما.  آن چندين اين بدون ديد ما هستند چرا است. جهان.  آنها جاودانى هستند.  همه شما طى كرد ولي  آن چندين بدون ديد ما چرا  آنها جاودانى هستند.  شما  بنابراينى اين تنى ما و چونكه او آمده‌است.  اين تن گذاشت. شكوه و.  آن avatar آخرين چرا او زندگي جاودانى و او.  همه آنها كه او.  من شما اين all vedas.  ولي

          وحشتناكى دارد كه در اين جهان شما ببينيد مىرود. از كاغذها دشمنان آينده بر مردمان يزدان.  Hindu مردمان يزدان آنها مردمان معمولىى.  Every Hindu. درباره يزدان انديشه كرد يگانه شما آنجا no تا كشورهاى ديگرى  آنها انديشه كرد پول هميشه و  شما Hindu بامداد آنها زود و  شما مردمان God(more ما كشور جهان درست.  و آنها هميشه  مردمان كه چندين مىميرند و. دور.  آن هركس (defective verb) همينطور آنها انديشه مىكنند كه.  ولي Narayana و يگانه او doesn نمىميرد همه  يگانه آن نيرو از يزدان كه آنها Word از يزدان.

          من داشتم ديروز شما حرف مىزدم.  Pakistan ببين.  آمريكا مىآيد. Pakistan.  چين به Ceylon.  هرى دمى آنها آمد و ما باصدا شكست ولي قبلا شما هرچيز يزدان  شما ديد جهان دارد مىرود. آن كلان بزودى كاملا.  چرا?  All نيروى ارتشىى هند گمشده بود آنها كه هند را.  آنوقت يگانه شما نيرو را Krishna دانست.  يك word ويران كرد  آن است. او اميد براي اين كشور در آينده.  بالا هرى اتمى جنگ افزار يا هرچيز  شما اين در كشور ما مال خود در هند ديد.  حريق از دهان مىآيد و مردمان را تحليل مىرود.  آن روز  NARAYANA ارباب will پرواز شما.  شما هستيد. به آرامى و او كاملا و رستگارى ما God.  ولي به هم پيوسته.  فرقهاى شما را شما  بيا. شما ديد او.  و شما    بنابراينى يزدان شما كه آن بدرخش.


3.   تنهايى.

ديدار Jaipur, ماه مارچ 25, 1986.

          No نيست مردى گم مىكند. زندگى در اين جهان.  او جهان درست را به دست آورد و رئيس بود. مرد از جهان ولي او جان ياروان او nothing.  جاودانى  اين  شعور او down تا زمين ولي جان ياروان او آسمان.  و شما شعور شما  ولي چندين مردمان آنها تاس آنها آن مرد death.  آنها. انديشه بكن آن مرد (defective verb) كه و آنوقت (defective verb) كه توى تولد.  ما بذرى توى زمين بگذاريم اكنون.  اجازه‌ها گلها آنوقت بذر خرد نسخه اصلى تنها آنوقت  One بذر از بذرهايى بدرستي يك ( شما زمين را one كه در زمين رفت مىگذاريد.  يك بذر از بذرهايى آورد.

          او يك از بذرها همچنين مردى يزدان را.  يزدان  ولي چيز ما شعورهايى.  هركس گفت شما مهار بكنيد شما تمرينهايى Yogic. شعور.  . آيا no صدا, زحمت و آنها مىخواهند كه با فكر آن نيست. آنها شعور پيروز بشوند.  Buddha حتى عقل درست را گفت. شهوت.  شما مىدانيد او گفت او زير درختى بود و اين به دست آورد. افشاء.  هرى قوطي معمولىى مرد all زحمتها را اين ولي دارو كه آن.  دكترى. اين بيمارى ميكرب حصبه.  ولي ما بيابيم. Out دارويى.  No براي حصبه پيش چندين سالهايى بنابراينى  چندين مردمان. .  من حمله‌اى حصبه و مادر من را همچنين اميد گم كرده شده‌است.  من بازگشتى من من هرگز زندگي بكنم يك از دوستان من و او مرد.  ولي به طريقى يا other من كلان اشكال.  ولي آنها علم طب out امروز،اين روزها  كسى about پيش سالهايى 20 و آن شما  ولي  بيم  است چونكه ما يافتيم.  من ترسان از حصبه يكبار ولي امروز،اين روزها كودكى حصبه حتى ما ترسان.  آن كودك از حصبه دارو.

          Death ما?  آن word. Narayana او didn نيامد او نزديك آب نزديك جنس.  Nara آب قصد دارد و او طلبيده است چونكه او از آب آمد. Narayana.  و او مقدس death.  ولي ببين ما all هستيم. زائيده شده مثل كس دارد مىميرد, بنابراينى ما deathlessness?  شعورهايى ما ما no ايمانى بر يزدان.  ما تيرى اعتقاد داريم. ما دكتر را ولي ما يزدان را don اعتقاد نداريم آن راه.  نامه رسان و ما حواله پول 100 روپيه‌هايى.  شما آن اولا شما.  شما  ولي شما پول را در دست به دست نياورده‌ايد.  شما بگويد من پول را اولا به دست مىآورم و من اعتقاد داشت آنوقت. شما.  شما حواله پول من پول have نديده‌ام من نامه رسان من آن من آن.  او شما پول.  او حواله پول نشان مىدهد. شما به دست آورده.  پس پول مىآيد.  شما يزدان را اعتقاد دارد. آن هركس بود شفا داده از all بيمارىهاى آنها.  ما يزدان را تراز نامه رسان.  ما فلسفه حرف.  "يزدان Oh آن يزدان آن what چه‌اى شما دوستان من درباره يزدان.  مردمان يزدان را امروز،اين روزها اعتقاد ندارند.  آنها از چيزهايى در حدود يزدان ولي شما يزدان را و  نامه رسان شما يزدان تنها شما  آن شما كودكى يزدان يا پسرى چرا

          شما نمازهايى پاسخ داده are شما پسرى God.  من بر جاده يك گدا لطفا لطفا لطفا من 50 c.  او Oh Lawrie پدر من.  من نمىشوم چونكه من او دادم. پدر.  ولي پسرى زائيده شده در خانواده‌ى من, او گفت  من او داد.  ولي  دارد شفا مىدهد gotton چندين. راه‌ها, تراز آنها نزديك جادو تزريق آنها.  شما مىدانيد من Orissa بودم يك روز.  من Vellore بيمارستان  بنابراينى مرد دارايى برادر  "بنابراينى من من او و من داد  Phenobarbital.. سديوم. Phenylethyl.  ولي او Oh من Vellore رفت. "  من. گفته اين آنها شما داد."  "No من بيمارستان كلان Vellore."  من من كاملا  " ما شما اعتقاد بداريم?"  بنابراينى او تا بيمارستان  براي روپيه‌ها 10,000.  او آمد. ماه, او من من از no بهايى شما علم طب ولي من اكنون (defective verb) كه 10,000.  All امتحان من آن نسخه پزشك تنها Lawrie."  او دكتر را اعتقاد بدار روپيه‌هايى 10,000 پرداخت بكن و تا عقيده‌ى من بيا.

          ايمان متفاوت چيز, هركس اعتقاد داشت.  "من اعتقاد دارم."  Believing ايمان نيست.  ايمان پاهايى عقيده no پاهايى.  آسايش چيز مهم يا جالب قوطي ايمان, عقيده  .  من پسر من من 9 Don نآشوب o.  من 200 مىخواهم. روپيه‌هايى.  "من 9 o و من شما داد و I آن.  و بر آن روز اين شخص all دوستان او, انتظار, 9 من پول به دست آورد.  من آن و من هيچ كس من بآشوبد.  آن 9 ساعت, او در.  من شما شعور چرا شما  صدايى آن 9 o اكنون.  "What چه‌اى  "شما من شما من داد  من وعده‌ى من را در و آنوقت  او ايمان به دست آورد چونكه من وعده دادم.  من وعده نداد. او او داشت عقيده‌ى يگانه.  و من (defective verb) وقتى كه او من پرسيد كه او. روپيه‌ها 200.

          در راه‌ى ما out Veda و Scripture what چه‌اى  آيا Krishna what چه‌اى مىگود?  شما  آن وعده‌اى شما است شما آن.  ولي

          شما كه جنگلها, شما كاملا خانه شما  من انديشه كردم مردمجردى من به دست بآورم يك روز. More از يزدان.  من sadhu رداى زعفرانىى و growing ريشى و  من هرگز دانستم آن يزدان out كاملا  شما يزدان در جنگلها شما او كليساهايى... شما ( ببينيد همينطور ما putting هستيم اكنون. پرتوى مصنوعى.  شما نسيم را اينجا بنابراينى ما بادبزن مصنوعى.  شما چيز شما كه واقعى را و  اگر شما پرتوى شما واقعىى و  يزدان respecter در راه‌ى نيست كسان.  او يگانه براي مردمان دارايى, ولي همچنين بي پول  او آمريكايىهايى و مردمان دارايى ولي براي هندىهايى نيست. همچنين.  شما شما يزدان را بيرون  من كه يزدان all معبدهايى.  من وارد شونده توى معبد مسلمان بودم.  شما  Muslims اشاره كرده ولي من Akbar ديدم وقتى كه من تا موزه بمبئي رفتم. سپر.  او در آن سپر گذاشته‌است. نشانه‌هايى.  در آن محل او ستاره‌ى اشاره كرده شده‌است  بنابراينى آن آنجا مسلمان, كلان شاه, در ستاره و  What چه‌اى معني آن?  آن نشانه كه (defective verb) كه Avatar آخرين است. زير.  عدد او تولد 6, است و او كه است. زائيده شده Pisces.  آن يگانه او پيكارهايى.

          چندين مردمان آنها what چه‌اى كه روى پيرىها همه.  مسلمانان do ندارند ستاره‌ى اشاره كرده شده‌است ولي Akbar آن.  و شما مىدانيد مردمان كليد را گم كرده‌اند.  آنها. ستاره شناسى بز.  ولي آنها Virgo آن .  شما شما مجسمه‌اى صدا كرده شده‌است تا محلى ابوالهول.  سر بانويى است ولي تن شيرى است.  ستاره شناسى.  آنها كليد را چرا آنها بز.  آن آنها پيام از يزدان چرا كه ستارگان را بگذار.  شما مردى ترازى  شما مردى آن روان آب God.  Every نشانه چيز مهمى است.  شما all روى محل, روزهاى دانايى اينها زود

          شما بريتانيايىها چندين از بركتها گم كرده were هند.  در حدود پيش سالهايى 40 ما Saturday درست تعطيلى.    آنها بريتانيايىها Saturday يكشنبه, آنها Saturday ساخته شده‌است روز صدا كرده شده‌است Sani.  آن آن بد كاملا روز, آن صدا كرده شده‌است آنها داخل خانه.  آنها روغن يگانه O آنها رفت  و آن يك از عقلها ما نيرو گم كرديم است.  ما در حدود پرسه زديم و Saturday all تاثير Sani را به دست آورديم.  ولي  آن نشانه‌اى است. ما امروز،اين روزها.  شما آن مىبينيد.  شما برجا مىماند. Most از مسئله‌هاى شما رفت Saturday.  آن سر كلانى.  مردمان يزدان نيرو چيزهاى محققى.

          شما Hindu ولي شما در بيابيد مهم است.  اينها شعور شما گفت شما شما  شما يزدان گفت در معده خود شما يا.  ولي شعور اينجا گفت  شما what چه?  شما مىگرداند. شما سوى يزدان شعور.  بنابراينى شما  ولي شما  آن است. يزدان دروغگويى شعور.

          Krishna شما شعور آنوقت يگانه شما  شما او به دست بآوريد.  چرا او من در.  All مردمان در اين جهان در نيستند.  Narayana تنها ما مىدهد.  و او علم طب همه چيز, شما كه karma تنها او آن.

          . يزدان را به درد بخور.  ولي روز - دارد ماه فرود مىآيد 1969 روان خدا  آن ما بي باك امروز،اين روزها چرا ما گستاخانه اين حقيقت را.  امروز، اين روزها مردمان گفت من بود  ولي يزدان من من در راه‌ى تا مردمان عادىى بنابراينى من آينده مانند مرد عادىى.  آن شما است كه افشاء را. از يزدان.  شما افشاء از يزدان و شما  آن. يزدان. آن يزدان كلان جهان درست را زنده من.  شما شما يزدان زنده all ما.  شما بگويد. آن ولي امروز، اين روزها او كه مردمان او صادقانه.  Other آنها آن ولي من شما آنها من اشتباه شما هرچيز در دهان ولي يزدان

          شما مىدانيد من بودم يك روز.  Muslim آمد.  من سخنرانىى تنها بر جاده.  اين muslim او خشمگين كاملا از ايران به دست آورد.  چندين آمريكايىهايى آنجا بودند.  او. گفته شما هندى, من دست من اين شما يزدان"  آن چالش گشاده‌اى جاده, all آمريكايىها.  يك مرد آمد و ايستاد. آنجا يزدان او شب پيشين muslim مردى به مبارزه طلبيد شما  او جون بامداد نشست stone.  من muslim گفتم وقتى كه اين muslim من به مبارزه طلبيد. شما شما Allah من يزدان.  يزدان $ 100 من اين will يزدان شما نيست.  يزدان من است.  "بله.  يك مرد تا مردمان انبوه مردم ناگهانى  "او من آنوقت من من از ايران"  آن. روز كلانى.  آنوقت چندين مردمان من آنها خانه‌هايى.  من تا آمريكا didn نرفتم من كه هرى كه پول  ولي من يزدان را آنجا تا چندين مردمان آوردم.  . مردمان روى كشورها همه هستند.

          و من كه موقع در هند من شاد دادگر  من. كه you,money يا هرچيز ولي من شما  من من don اعتقاد ندارم درحال رفتن كه شما  من نيامده‌ام كه نام شما را.  من آن آشتى را شما بآور.  شما آشتى داشت شما  قوطي شما آشتى تا كشور شما  و will آشتى بزودى كاملا و آنها پيروز شد death.  اين  شما  چرا امروز، اين روزها ما از پول اينجا  مردمان كه بركتها اينجا, آنها پول را و من اينجا.  ما رها be كرد  ولي من شما داد و رفت درست هند نزديك آن آشتى لرزانده شد.  اين جهان بدهد. شما آشتى دوستان من.  شما داد زنهايى شما آشتى دارايى شما آشتى برخوردارى شما داد  من مردى كه all اينها چيزها را سعي كرد كه آشتى را هستم.  من حتى بودم آماده كه.  ولي يك روز Ceylon من آشتى من آمد در جنگل.   و من All.  ولي 1969 كاملا Narayana و I اينجا با ماموريتى بيا.  من مبلغ دينى از آمريكايىها نيستم من مبلغ دينى تا مردمان از هند نزديك يزدان از يزدان

          بينگار است.  من كه تا خانه‌ى او او من.  من سعي مىكنم چندين موقعهايى كه تا خانه‌ى او.  او out Out out.  من كه او او doesn نمىخواهد كه من او من doesn نمىگرداند.  هرى رفاقتى اولا  من مىخواهم كه او ولي آن مرد حرف نمىزند. من.  من كه هرروز او او doesn نمىخواهد كه من.  ما رفاقت داشت?  من هميشه هستم مايل كه. او.  ولي آن مرد رفاقت من را يك روز او من آنوقت  من كه او من آنوقت  يزدان درحال غالبا كاملا شما حرف زدن بوده‌است.  چندين. شما تصادفاتيى شما نزديك نفس مو.  چندين شما  "كودك به من.  شما شما مرد شما مشغولى براي يزدان.  او شما حرف مىزند چندين موقعهايى.  شما شما  و او دارد صدا مىكند. شما.  ولي آن رفاقت هرگز آمد يزدان و  او درحال براي قرنهايى حرف زدن بوده‌است.... او براي سالهايى شما ولي شما no موقعى.  و امروز، اين روزها او شما شما  ولي آن رفاقت آمد. شما او.  رفاقت هرگز آمد در غير اين صورت. يزدان و شما.  او شما آن پيچ شما  آنوقت بي درنگ او شما قاپيد.  "آرى. پسر من كه من.  آن.  او شما حرف بزند چونكه شما درحال او سرباز زدن بوده‌ايد.  بنابراينى تا اتاق شما امروز،اين روزها خدا توى زندگي من.  شما  آفريدگار را بپرست كه. شما... "شما من شما Father من كه شما."  پس او زندگي شما را دست زد.  من آن او من زندگي.  يزدان او زن من آن او من كودكان.  او از مردمان دست زده‌است.  او شما دست زد. .  چرا دوست من, آن صداى من نيست...

          شما مىدانيد.  مردى كه از خورگذشته او جان ياروان از خود گذشته‌اى... . يزدان (defective verb) كه. او.  شما خويش شما زنده.  شما no خويشى و  آن است. تلوا يزدان قلب شما را شما صداى او را تا اتاق شما  آن. چيز مهم يا جالب كلان.  دوستان من عزيز, ما يزدان don نمىدهيم  ما نيامده‌ايم كه هرى پولى شما.  يزدان هرگز هرى پولى.  نور خورشيد براي پول نيست شما نفس  شما براي هرچيز آنجا no آن بزرگ بدار.  اين زندگي شما است.  آن karma away آن زندگي شما.  ولي شما آن هنوز نمىخواهيد چونكه آن آزاد است.  كسى روز بعد و شما چشم روشنى از اتومبيلى شما گفت  يزدان كه همه چيز  بامداد زودى او شما آن ديد  What چه‌اى ما خانواده در بامداد o'clock... O'clock تحسينهايى و تا يزدان.  قلب ما انباشته از پرتو و  ولي امروز،اين روزها روز را با يزدان ولي  او اولا مىدواند كه قهوه و شما بود. قهوه يگانه.  Wants كه. معده‌ى او.

          Now يزدان معده‌اى ما آنجا had نيافريده‌بود هرى كاسبىى اين جهان.  خمير دندان مهمانخانه رستوران  يزدان معده را didn نيافريد من Don انديشه نكن هرى كاسبىى يا هرى boat بود يا مهمانخانه‌هايى يا اين يا آن يا كارگاه اتومبيل يا اين يا آن nothing بود

          ولي ما nothing نداريم.  اين ديدار شما  آن من شما آن خرده‌اى در آغاز چرا سخت  شما half ساعتى با يزدان رفته رفته شما به دست آورد More و more نيرو, شما آن تعمق را زياد كرد.  آنوقت آن will زندگي شما بشو.  و يزدان شما گفت كه شما.  هيچ كس هرچيز شما.  من چندين تصادفاتيى آمدند و شما مىدانيد يزدان با all تصادفات نجات داد. ما.  ما Venezuela يك روز هواپيماى ما ناگهانى  چندين آنجا اشكالاتيى)  يزدان شما all نجات بدهد. اينها چيزها.  زندگي مرد ساكن نيست شما مطمئن شما قوطي روز بعد?  يزدان هرگز مىگود موقع يزدان  آن. يزدان موقع doesn نمىگود چرا death.  ولي ما مطمئن نيستيم. Death آمد.  يك قلب شما ما آسيب پذير برو.  امروز، اين روزها چندين مردمان قلب.

          و چندين مردمان نمىدانند.  مردى خود كشى روان بود.  آن توى هرى مردى يا زن.  بانوى انگليسىى Ashram بود يك روز.  او او Punjabi بر جاده oand او.  و  يزدان چندين شريرى در اين جهان.  شما معنوى all اينها چيزها شما حمله كرد.  امروز، اين روزها  شريرى آن و تصرف شما  و no دكترى آن.  شما. تا دكترى او گفت رفت گمنام.  من. دكترها گفت اين مرد مرد در بيمارستان Vellore ما و روزى آن شخص بود نزديك.  دكتر. گفت مغز شما بريده be نماز آن مغز بود  آيا شما انديشه مىكنيد دانش طبىى all پاسخها را به دست آورده‌است?  شما دكتر بزرگى ولي شما كور براي اينها روانهاى شرير.  برخى مردمان ديوانه صدا كرده مىشوند ولي آن روان شرير است.  بنابراينى آنجا چندين چيزهايى در مردى.

          بنابراينى دوستان من, شما use من شما  من دستان من شما را مىگذارم.  من دستان من را مىگذارد. شما آن همه چيز شر bloos شما  شما آن احساس بكنيد.  و ( قلب شما خالى ديگر است. موقع من پس يزدان كه شما  شما ن(defective verb) كه هرى پولى. من.  من don پرستارى نمىكنم what چه شما  شما من شما what چه‌اى من .  يزدان آن من داد.  All و كلان God.  من او عاشق هستم و من شما مىخواهم كه او.  هركس. اين يزدان بيمار هرگز يا بدون آشتى.  آن. يزدان فرستاده‌ى او در every پيرى چرا.  ولي آنجا ساختگى فرستاده‌هايى همچنين.  شما رواج ساختگىى آنجا ساختگى رواج شما out رواج خوب نمىاندازيد.  آنجا رواج كه قصد دارد خوبى ساختگى.  آنجا آن درست آنجا one خوب.  هركس. پول جمع مىكند يزدان را داشت.  امروز، اين روزها درهرجا پول پول براي يزدان يزدان مثل گدايى است).

          ولي يزدان شما سالى زن من و كودكى و  ما. هركس هرى پولى هرگز ولي درهرجا all نيازهاى ما ديدار كرده.  من اين چرا?  يزدان ما شما او.  امروز، اين روزها 300 مردمان all Ashram يزدان, و چندين مردمان در هند.  آنها به تحقق.  زندگي كرد ولي او زندگي بكند يزدان براي نيازهاى او را.  آن تنبلى نيست.  و ما all آن يزدان ديدار مىكند امروز،اين روزها يافته‌ايم. نيازهاى شما.

          من در هلند بودم يك روز و آنها مردمان مرد سياه‌اى هرگز اعتماد دارند.  بنابراينى من آنجا رهبر All Lawrie ما شما مىخواهيم كه. بشقابها اينجا آنها didn ندانستند بنابراينى من بشقابها را.  يك مرد آمد چون من داشتم بشقابها را مىشستم. تعهد بكن.  مرد اين مرد كه خود كشى Lawrie او.  آنها داشتند سعي مىكردند كه من.  ولي من بشقابها را از بشقابهايى من كه every روز.  بنابراينى من چرا يزدان من كه ?"  آن شب من در شب, o من .  آنجا.  . روز آنها من Lawrie ما ما شما چيز پيش پا افتاده چندين شما مرد و دارد انديشه مىكند.  دلپذير بباش همينطور آنها من گفتند. ما ببخشاي.  پس آنها گفتند اين مرد مىخواهد كه.  من. او تا اتاق.  ما زمانى.  آشتى كلان. توى قلب او.  و چندين مردمان did ندانستند او دارا مرد.  و او مرد صدا كرده Frankalow.  شما ببينيد. Toffees در all محلها در كشورهاى بيگانه‌اى.  (من او او به دست آورده و گفته من اين shanthi.  يزدان شما."  او بعد از سالهايى 20 نوشت من زندگى هنوز من هستم.  من كه او.  آن مرد كاملا مرد دارا كاملا.  او. گفته برادر Lawrie من شما امروز،اين روزها.  شما من آشتى, من شاد كاملا امروز،اين روزها من اين پيام را."

          او doesn پرستارى نمىكند سفيد پوست يا سياهي يا زردي يا هركس هركس اين آشتى را داشت.  Brahmin يا Shathriya يا Sutra آن اهميت ندارد.  هركسى كه اين آشتى را به دست مىآورد بلندىى مىشود. طبقه.  او پسرى از يزدان كودك از يزدان.  من نمايش  All اينها مردمان. شهادتها, آنها peacelessness يكبار و آنها آشتى امروز،اين روزها.  و آنها هستند دلواپس كه شما.

          و آن آشتى Narayana شما.  چرا امروز، اين روزها موقع .  درهرجا است.  خشونت  خشونت آنوقت است. يزدان (defective verb) كه مردمان را.  مردمسالاري هرچيز.  آنها توپى و هركس تيراندازى كرد.  تيراندازى كرده شد. مرده.  امروز،اين روزها no جان ياروان.  What چه‌اى يزدان را. ?  مردى جان ياروان آنجا no use درست جهان او.  او جان ياروان جهان.  What چه‌اى  او براي توپى مىكشد.  مرد. No ولي يزدان بهايى جان ياروان.

          من حلقه‌اى من در جعبه‌اى مقوا don نمىاندازم و  اين تن تنى سفال است و ما موقع خرج مىكنيم. آن و آن خوشگل.  ولي هيچ كس هرچيز. بخش درونى پرهزينه.  جان ياروان كاملا مهم.  God. جان ياروان.  يزدان جان ياروان شما  آن زندگي گم كرده چرا شما  ولي در روزهاى آخرين, Narayana تنهايى او آن زندگي او جاودانى را.  و همچنين او علم طب karma.  بنابراينى چرا... شما چندين  آنوقت  آن طلبيده است. زندگي جاودانى.  زندگي جاودانى شما جاودانه.  شما  شما آن معنوى  يزدان آن تن را تغيير كرد ناگهانى و  تن بي گناه‌اى و تن.  آن او بزودى كاملا اكنون.

          بنابراينى ما all آماده كه آن تن.  Anobody بيمار امروز،اين روزها است. قلب شما را به طور گسترده باز بكن.  كسى در اكنون  يزدان كه قلب شما.  قلب شما را Paramathma من قلب, آفريدگار من توى قلب من.  شما ديد كه او مىآيد. شما مرد در جهان شاد بود شما.  و  God all شما.

***()***


 

4.   فداكارى PARAMA را. PURUSHA و شما will رونق بياب.

ديدار Bhilai, June 1986.

          و من امروز،اين روزها Kanyakumari.  Bhagavad Gita Bhagavatham و چندين كتابهايى Avatar آخرين  من اينجا نيامده‌ام. كه نامى چونكه من مىدانم.  من يزدان كه من شما.  من تا مسيحىها.  من Hindu يگانه.  چرا شما تا جهان شما  مردمان اين جهانى. شما فريب داد.  ولي يزدان شما شما گزيده قبلا از جهان.  ما اينجا آمده‌ايم كه. گزينش اشتباه نيست.  شما عشق براي يزدان غريزىى تراز گرچه شما كامل نيستيد.

          و من شما برخى سرشيرى all شما من كتابهايى كه من براي سالهايى 45 خوانده‌ام.  شما آن يافت كاملا  او حرف زد شما تا مسيحىى تنها در حدود انجيل و  او گفت بسادگى شما رفت جهنم, آنها رفت  ولي يزدان thoughts از مردمان مىداند.  او بنابراينى  چرا what چه‌اى  راه, شما Quoran مردمان what چه‌اى Quoran .  آن دارد درباره نزديك زور بر مىگرداند حرف نمىزند.  چندين مردمان. هند تا دين مسلمانى نزديك زور بر گردانده were.  ولي Quoran آن هرگز تصويب مىكند.  آن هرگز برو كه ولي كسى  و مردمان در مسيحيت حتى در نمىيابند. عيسى what چه‌اى گفت.   بريتانيايىها what چه‌اى?  او يك آن گونه كسى شما و گونه‌ى ديگر.  بنابراينى ما مسيحىهايى آنها other گونه‌هايى و آنها برده‌هايى.

          امروز، اين روزها ما ما آزاد نيستيم هند آزاد حتى ديندار بردگي.  ما ترسان از هرى رهبر ديندارى و كه او او زحمت آفريد.  بنابراينى آنجا بردگي ديندارى.  در كشورهاى باخترى ديندارى همچنين.  كه.  نيست آزاد كه حقيقت.  آن است.  بنابراينى مردمان ديگرى  ما شما telling حقيقت, ما نزديك مردمان ديگر تاييد كرده are نمىشويم ولي شما بركتى  ما چيز مهم يا جالب اشتباه‌اى شما آن ما.  ولي امروز، اين روزها من تا مسيحىها اكنون و OM NARAYANA آنها stone من انداخت.  من Hindu و  آن قصد دارد all اينها مردمان هستند. مردمان جسمانىى تنها.

          ما شعورى به دست آورده‌ايم.  Bhagavad Gita آن بطور روشن شما  ما All گونه‌هاى از ميلهايى در اين زندگي.  شما كه sarees تاجر چندين sarees شما مىگذارد.  آن doesn قصد ندارد  ولي شما من اين saree شما (defective verb) كه براي آن.  چندين thoughts بد آمد آن. زندگيهاى ما.  شما ترسان.  آن انسان ما ذات.  ولي شما دست شما آن شما

          شما اين خانه ما, داده نزديك يزدان.  برادر من و  مرد اين بسازد.  ولي ذات چشمهاى خوشگل  No مردى. اين.

          امروز، اين روزها چندين مردمان آنجا no يزدان.  آنها say,nature God.  ولي شما جوجه مرغ آنجا تخم  يك خدانشناس آنجا بود.  كودكى. او پرسشى.  Which كدامى اولا تخم يا مرغ?  او مرغ اولا.  آيا آن مرغ which آمد?  او Caught.  او هرچيز بگود.  آنوقت دختر شما  يك كه آن يزدان است.

          چندين مردمان فكر درباره يزدان اشتباه‌اى امروز،اين روزها.  يزدان شما  چشمهاى او شما از سالهايى و  او آن مىداند.  آن. چرا بيم خدا آغاز از عقل.  بنابراينى  ولي بيم خدا  كودكان شما بيم  آنها Don اجازه نده كه در اين جهان شما سخت آن يافت كه كودكان را آنوقت.

          بنابراينى لحظه ما this....We مانند didn نيامد كه دين.  دين ما در كتابها است.  ما what چه‌اى  ما چيز اشتباه‌اى شما آن ما شما كه و ما.  ولي شما  ولي امروز، اين روزها Narayana او او درك ما را زير.  اين دانش كه ما امروز،اين روزها دانش من نيست.  آن آن است. دانش.  آن است.  آنجا چندين هستند. Avatars در هند.  او تراز او avatar آنوقت.  Most دينهايى تاحالا بر مردمان كه مرده هستند امروز،اين روزها بنيان نهاده مىشوند.  آن از گور.  مردى داشت دين?  يزدان جاودانى است.  يزدان ديروز امروز، اين روزها و  او what چه‌اى قبلا بود.  او روز بعد بود.  او هرگز تغييراتيى.  All چيزهايى ممكن او.  شما قوطي من دست خميده شده‌است عادى?  من شما گفت all چيزهايى ممكن God.

          چندين معجزه‌هايى در زندگيهاى ما روى داده‌اند.  1953, ما Vellore بيمارستان طبى دانشكده مقدمانى.  و ما برطبق يزدان فروش رفتيم. همه چيز و آن تا مردمان بي پول.  من شما نمىگوم am آن.  زن من, من و كودكان خردى, ما همه چيز و  يزدان ما كه ما آن.  بنابراينى براي روزهايى 14 هيچى ما غذا.  من گواهىهاى من را.  كودكان من داشتند فرياد مىزدند. و من گواهىهاى من را من از نو job بروم.  ما خواستيم چونكه يزدان ما صدا كرد كه او تماما.  بعد از روزهايى 14, پسر من خرد, پسر, ماه‌هايى 9 مسن او سالهايى 48 مسن  بعد از روزهايى 14 گرسنگى ما دليرى نويى.  و آنوقت بامداد زن من زود  من شما چرا پول?  او يزدان هرگز قصور مىورزد.  او Aakashawani آن صدا تا بانويى و اين بانو all پول.  او خانه all غذا پشت.  آن. من no پولى نداشتم كه evening.  من no پولى كه هرچيز.  من پيراهن داشتم.  يك مرد this time آمد. .  "Bro. Lawrie زن من.  و آن است. ساعتهايى, و او از بيمارستان آمده‌بودند.  تن آنجا است.  خانه‌ى من درست در غم است.  امروز، اين روزها روز ما عروسي.  ما مىخواهيم. شما آمد و و اينجا به خاك سپرد.  من بطور قطع.  بنابراينى  من دست من را آن بانو چشمهاى او را باز كرد.  من ترسان به دست آوردم.  اين زن مرده تا زندگي آمده‌است.  It ممكن?  آن بانو امروز،اين روزها زندگي مىكند.

          از آن روز ما روى جهان همه, معجزه‌هايى Hapened.  Narayana down.  Now او مانند دزدى.  دزد doesn نمىآيد كه ظرفهاى مسنى.  او كه طلا Bangaru'.  مردمان طلايى منش, نيرومند  آن است.  امروز، اين روزها مردمان برادر, برخى معجزه‌اى vibuthi برخى معجزه‌هايى ما شما اعتقاد بداريم.  من نيامده‌ام. اينجا كه شيرين كارى.  من آمدم كه شما تنها. آشتى.  و آن آشتى پرتو تاريكى رفت  چرا حتى شما به دست آورد شما قلب شما را تا يزدان

          ما حقيقت all از آن روز  چندين مردمان حقيقت را don نصيحت نمىكنند شما به دست آورد سرنوشت پول و شما دارا كاملا بود.  همينطور ما پول didn نخواستيم.  ما. و شهرت.  آن است. شما بگو و برو.  اشتباه.  ما نيامده‌ايم كه شما.  ما. كه نام شما را.  ما شما شما  من هند را ببينم اين و ستيز اين قسمت كرده. در نام از دين.  بنابراينى ما بركتهاى كلانى در حتى  اين حقيقت براي مردمان بي پول است.  شما

          Bhagavad Gita. يزدان داده‌است. خانه‌اى, اين خانه يزدان خانه‌ى داده شده‌است.  اين شما  اين خانه‌ى اجاره اىى است.  و يزدان جان ياروان اين تن.  و معمولا ما كه يك اعلان ماه  و ما (defective verb) كه اجاره را.  ولي ما اين  من شما  اين تن نيست.  اين  Now Bhilai شما در خانه‌ى كرايه كرده شده‌است شما قوطي آن بساز.  و شما (defective verb) كه اجاره را.  شما هرى   What چه‌اى اجاره اين است. ?  يزدان اين خانه را سپاسگزارى بكن.  شما  Oh Parameshwara!  براي اين خانه‌ى شما من خوب.  آنوقت شما از يزدان?  شما  و او شما كه اين خانه را يك ماه  شما دهان شما را باز مىكنيد او مىگود به دست بآور و شما پائين مىآييد. مرده.  شما خانه‌اى رها كرد خانه?  آيا شما خانه يافته‌ايد?  آن نزديك دستان ساخته is نمىشود ولي  اين اين تن ناگهانى تغيير كرده be شد تنهاى باشكوه‌اى.  چرا مرد آن از آغاز گم كرده.  ماه و او back او زميني  او مردى ماه.  در راه‌ى, ما من آسمان و now من زمين در زير.  ما توانا نيستيم تا كشور ما مال خود برو.  من آمريكايىى, من شاد در هند.  يك روز يا ديگر من تا آمريكا رفت.  شما  اينها مردمان كه شعورهايى زمين.  مردمان كه شعورهايى don اعتقاد ندارند آسمان.  آنها Shri. Narayana كه او در آن شكوه مىآيد.  بنابراينى  شما out خانه‌ى شما خوبى يافته. اين خانه را?

          بنابراينى دوستان من, شما اين تن مثل خانه‌اى را شما بود كاملا  شما حلقه‌اى شما در جعبه‌اى مقوا جعبه مقوا و حلقه away.  اين جان ياروان مانند حلقه‌اى  شما علاقه مند چرا  بنابراينى  آن من امروز،اين روزها چرا  آن است...(روشن.

          اين روزهايى) Bhagavatham انجيل, Quoran.  او (defective verb) كه.  آن چرا I شما او doesn نمىآيد مردمان.  او (defective verb) كه. آن كتبى در كتابها از يزدان.  بنابراينى

          و ما درباره يزدان در بيابيم امروز،اين روزها.  چندين مردمان آنجا 3 God و crores god.  ولي آنجا يك تنها يزدان كه ما قوطي عبادت بكن.  آن شكل يزدان مردى ولي داخل نيست خويش شكوه از يزدان داخل.  چرا انجيل و Bhagavad Gita ما يزدان در روان را و حقيقت. روان طلبيده Shakthi. ما يزدان Shakthi را و حقيقت. و روان يزدان ناديده. شكل مردى است. آن طلبيده است. . What چه‌اى از دهان او. خويش او مال خود آنجا نيست. او بميرد. What چه‌اى از دهان او حقيقت. آن كس كه يزدان صدا كرده شده‌است يگانه. بنابراينى يزدان اين ولي او قبلا او كه قرباني داده آن او مقدس چرا در تنهاى انسانىى. و آن روان out و يزدان او. آن Word طلبيده. و آن word نيرو دارد كه تنهايى هرى. آن. نيرو كه. آن نيرو كه. و اين او مجذوب وشيفته بود و گذاشته be شد هرى مردى و او پيامبرى بود. و او تا زمين آمد و حرف زد حقيقت و آن Narayana نيست. روان Narayana. توى مردمان. ولي يزدان Parama Purusha او كه كه در موقع سرانجام توى اين جهان.  يك يزدان و مرد آن قوطي تنها ذات از يزدان. بنابراينى او كه Avatar. Every Avatar حقيقت از يزدان نويى آموخت. Shri. Krishna چندين حقيقتهايى آموخت.

          او در آن پيرى حرف زد. من درحال آمدن نيستم كه شما. No نيست.  من كه شما شما قوطي Every پيروز بشو. شما كه تجديد حيات كه تجديد حيات. شما مىداند. تجديد حيات شما كه تجديد حيات چرا? آن شما نيست. آن است. مردمان كه اين جهانى. يزدان شما قبلا بنيان گزارى از جهان, شما تجديد حيات هرگز رفت شما  شما توى وجدان Krishna شما  Other آن داشت.

          ولي يزدان, او آن او كه ذات عاشق بباش همينطور او خواست كه. حرفهايى مرد در حدود امروز،اين روزها عاشق هستند. اينها. عشق پوچى همه. چندين مردمان دخترهايى عاشق هستند و نااميد به دست مىآورند. " عشق!", آنها گفت ولي نوميدى بعدا مىآيد. چندين دخترهايى. پسران عشق و آنها نااميد به دست مىآورند. اينها شعور شما ساخت. آرام نگاه بدار. اين عقل براي all زحمت ما است. ولي شما آنها گفت عقل شهوت. ولي هيچ كس كه شهوت. بنابراينى چرا مردمان all امروز،اين روزها و ولي هيچ كس نيرو را نمىداند كه آن. چرا. No از گناه‌هاى شما. ولي مردمان اين قتل حيوان ghee يگانه. و آنها آن صدا كردند. قرباني بده. ولي عملا فداكارىى داده شما آن تراز از فداكارى را گناه‌هاى شما رفت. ولي شما اين all ساخته is ولي آن نيست . يزدان را صدا مىكند. كه فداكارى را. يزدان كه مثل فداكارىى. . چيز, Narayana مثل فداكارىى. ولي آن علم طب Karma. او بي گناه بود. اكنون ببين. تراز امروز، اين روزها آنجا است. آنها آن روشنى karma رفت. و آن حيوان اين تا زندگي. ولي ولي خون حيوان ما ما ما. ما چندين چيزهايى, و يزدان را اين. آن است. يگانه او آن karma دور. . ولي چرا

          چرا امروز، اين روزها چندين مردمان در هند ولي آنها آن حقيقت درباره فداكارى را. آنها آن ملت درست خجسته بود و آنها به دست آورد بركت. Veda شما فداكارى Parama را Purusha شما حتى. آن واقعيتى است. شما دورتا دور مىرود. كشورهايى... من كشور كشور, آلمان, سويس) درهرجا در هند. ولي آنها All بركتها را. آنها آنها بد حتى ولي ما ما در هند تنها Ghee و خشنود با آن فداكارى. چرا

MAHA MANTHRAM.

          * ما Gayathry Manthram. شما Ganapathy شعله‌اى و آن. و يزدان من زندگي جاودانى. بنابراينى آنها آن نمىگوند. No قوطيى جادوگرى شما. چرا يگانه آن چيز مقدسى است. و چندين مردمان بركتهايى از شر امروز،اين روزها  امروز، اين روزها خشمگين او جادوگرى را.  All نمازهاى ما ما آن. من مىدانم كه شما مردمان خوبى هستيد. ولي يزدان مردمان خوبى يا مردمان بدى مىبيند. فكر او هركس بد No مرد خوبى. در اين تن ما زندگي خوبى. شما سعي بكنيد. كه. ولي شما آن Death شما زندگي او شما. آن چيز آن آن death شما زندگي او شما. آن چيز آن شما 100% بود مقدس. اين تقدس شما شما در شكوه. آن. چرا god شرط ما را SACRICICE. اينها نام گذارى قاعده‌اى ساخته آن همچنين مردمان آن نام گذارى. آن فداكارى. بنابراينى من carrying آن فداكارى Me .. اين آشتى هيچ كس شما در اين جهان بدهد. من AM شما اين آشتى چون NO مرد ديگرى شما نمىدهد.  آنها جادو نشان بدهند. و. آنها معجزه‌هايى. آن شما داد. ولي

          و امروز، اين روزها ما زندگي. شما آن شما شما RIGHTEOUSNESS god. Righteousness از يزدان شما ما مردمان بدى هستيم. شما تقدس تقدس كه يزدان متمايل است. شما كتاب را. در انجيل آنجا Onething. چندين Hindu آنها مردمان كه در هند ولي آنها اين فداكارى را يكبار. ولي آنها Righteousness يزدان و آنها دختر god غريب را Sakthi . آنها يزدان را رها كردند و شدند. من شما مىخواهم. كه آن فداكارى را من امروز،اين روزها وفادارانه.  پس شما آن تقدس را به دست مىآوريد. يزدان شما تلقّى كرد آنوقت بي گناه. شما و شما Krishna سرانجام به دست مىآوريد.

          آن است. و شما شما او اين او ما او آمده‌است كه شما. من نيرو دارد كه. دور گناه‌هاى شما? و صميمانه شما كه او. من پديدار شد پس اعتقاد داريد. ولي آن شما اين امروز،اين روزها آن آنها مردمان بدى در كشورهاى ديگرى چرا ولي شما مردمان خوبى كاملا ولي بنابراينى اين نفاق در اين كشور. بنابراينى دارو براي هند هيچ كس اين. R.S.S حتى. آن States تراز آن. Narayana تنها آن زير. او. براي مردمان او 1,44,000. پس او جنگ بكند. No يك قوطي بييست وقتى كه او جنگ مىكند. او اكنون جنگ نمىكند. Now او مانند مردى كه ترسان مردى كه پشتيبانى. چرا خاطر شما من don نمىخواهم كه شما دين شما, آفريدگار را و آن عزم را بساز. Most از بيمارى شما رفت. فداكارى Narayana. او بعد از روز فرود ماه شما شما در هرى دينى شما مىخواهيد. ولي اين به دست بآور. آشتى و karma.

          من كه شما امروز،اين روزها. اين بگو. نماز من صميمانه من every one شما كه. صميمانه و كشور خجسته‌اى اين كشور را بساز. شما. تا هرى حالتى. يزدان علاقه مند در اينها تقسيمات نيست. God. هند را يك. او سرنوشت از هند را در دستان او. بنابراينى آن باصداى بلند بگو چون من اين مىگوم.

          آفريدگار ما بامحبت.. هركس باصداى بلند. من شما don نمىخواهم كه دين. اين چيز من را حد اقل بگو. آفريدگار ما بامحبت, ما Shri اعتقاد بدار. Narayana down و. ما. اعتقاد بدار كه او اينجا آمده‌است كه ما. ما عبادت كرد تنها ما آفريدگار. ما هرى دينى از اين جهان همبسته شد. ما all out ما تمرينهاى ساختگىى. ما زندگيهاى ما را Shri تسليم مىشويم. Narayana. ما شما ما شما مىخواهيم كه خانه‌ى ما را. ما آن ما قوطي Death در اين نسل.  Bro. Lawrie خدا توى زندگيهاى ما و ما. در نام نو يزدان...

نماز NARAYANA ارباب

          من دارم كه دارد براي شفا مىدهد و براي بركت شما اكنون مىروم. شما راست شما را بگذار. قلب شما را به دست كسى بده شما no آشتىى نداريد. شما هرى one عاشق بوده شده‌اند دور دارد. دور بيمار آنها اكنون. شما به ياد بآوريد شما هرى انتقالى مىخواهيد. Now. شما هرى job every مسئله او شما. زن شما يزدان نمازهايى پاسخ مىدهد. در نام Narayana نو, من All بيمارى را فرمان بده كه. روان thy را مردمان. Every نيرو اهريمن, every جادوگرى من آن در نام نو God. آنها با روان از يزدان پر بكن. تنهاى آنها را شفا بده. آنها One عاشق بوده شده‌اند دور دست. ارتباط از all مردمان كه فراهم كرده مىشوند را تاييد بكن. اينجا. All مردمان از اين كشور را تاييد بكن. نيرو از يزدان آنها اجازه بده آشتى به دست بآورند. آنها آنها با روان از يزدان Every شيطان out و. Every بيمارى بي درمان شفا داده be. Every سرطان. Every T.B. . . Every اندام تاب داده شده‌است عادى. خدا هركس اجازه داد. تندرست امروز، اين روزها در نام نو خدا Narayana. ارباب.

YYYYYYY.


كه Jaipur اينجا. ديدارهايى Part-II


تماس بگير. تفصيلاتيى.: